تبليغاتX
شب سرد

شب سرد

اگر جسد دختری را دیدی در شبی سرد به گورستان می برند یقین کن من هستم

 

فقط براي تو مي نويسم

 

مي خوام از تو بگم

يا تو يا هيچكس ديگه

 

 

يك واقعيت تلخ

آري واقعيت اين است

تنها بودن

از پشت پنجره ي خون نگريستم

آن درختان سياه

آن سايه هاي خاموش

و سكوتي كه همراه باد چون فرفره ايي مي چرخيد

چه كسي شراب خشم را مي نوشد

چه كسي به حال من مي گريد

نمي دانم

باور كن من از زندگي چيزي ندارم

يك تن خسته

يك قلبي كه پر از  نفرت

و يك مشت افسوس

ظاهرم آرام است

اما درونم پر از آشوب

خنده هايم را باور نكن

 

 

+نوشته شده در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت7:50 بعد از ظهرتوسط somi | < |

 

سال نو مبارک

 

بازم سكوت

تنهايي

دلم باز گرفت

هوا تاريكه

صداي بارون مياد

نمي دونم چرا چند وقتيه نمي تونم گريه كنم

شايد اونجوري سبك مي شدم

بازم دلم بيزاره

از اين همه زيبايي

هر چند واسه من هيچي زيبا نيست

فقط زندگي مي كنم تا روزا بگذرن

حوصله ندارم

بازم بارون مياد

اما تو آسمون دل من

ابراي بيزاري زيادن

نمي زاره بباره دلم

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت11:7 بعد از ظهرتوسط somi | < |