تبليغاتX
شب سرد

شب سرد

اگر جسد دختری را دیدی در شبی سرد به گورستان می برند یقین کن من هستم

 

خدايا دارم از درون نابود ميشم

 

 

همه بهم ميگن هميشه خندوني

ظاهرم آرومه

لبخند هميشه رو لبمه

ولي هيچكي نمي دونه تو دلم چه خبره

همش ميگم يك روز بعد اين همه تحمل

بدجور ميشكنم

آخه دارم از درون نابود ميشم اما هيچكي نميبينه

چقدر پيش همه بگم من خوبم ...

خدايا تو كه مي دوني چه جوري منو شكوند

چه جوري نابودم كرد بهم خنديد

من كه به كسي بدي نكردم تاوانش اين باشه

بازم قبول ....

بازم ميگم خدايا شكرت..............

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت10:9 بعد از ظهرتوسط somi | < |

 

 

نفرين به دل ساده من

 

 

 

 

 

 

شروع يك نفرت

 

 

قلبم هميشه تشنه تو بود

تشنه شايد كمي  محبت

اما تو .....

از چشات خوندم  تو دنيات من چيم

كاش كه بين اون همه دروغ

يكم معرفت داشتي

من و به خاطر تموم.......

دل ناپاكت خواستي

همه چي يه روز تموم ميشه

دوست داشتن

همه چي

تنها چيزي كه ميمونه نفرته

يك نفرت عجيب

دلم مي خواد با نفرت زندگي كنم

 

 

 

+نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت6:27 بعد از ظهرتوسط somi | < |

 

 

غريب

 

چيه دلم گرفتي

واسه چي داري گريه مي كني

چيه دلم شكستي

واسه كي داري گريه مي كني

چيه دلم غريبي

چي ديدي داره گريه مي كني

ميگي گذاشته رفته

اوني كه مثل نفس تو بود

ميگي دلت و شكسته

اوني كه همه  كس تو بود

ميگي ديگه نمونده

پاي  همه حرفهايي كه زده بود

دل من مي دونم داري ديونه ميشي

اما باز بي خيالش

دل من مي دونم داري ديونه ميشي

اما باز بي خيالش......

 

 

 

دوست داشتنت دروغ بود

شايد با يك اعتماد كوچك بود به اينجا رسيدم

براي تموم اين لحظات سخت من

از خدا برات آرزوي عذاب دارم

 

 

+نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت9:43 بعد از ظهرتوسط somi | < |