تبليغاتX
شب سرد

شب سرد

اگر جسد دختری را دیدی در شبی سرد به گورستان می برند یقین کن من هستم

 

        زندگي چيست ؟

                          اگر خنده است چرا گريه ميكنيم ؟

      اگر گريه است چرا خنده ميكنيم ؟

                           اگر مر گ است چرا زندگي مي كنيم ؟

      اگر زندگي است چرا مي ميريم ؟

                           اگه عشق است چرا به آن نمي رسيم ؟

     اگه عشق نيست چرا عاشقيم

 

                                                      

 

 

هيچوقت زندگي را اينقدر با عذاب نديدم

بخدا كم آوردم از دست اين زندگي

ديگه هيچ چيز منو سبك نميكنه

ديگه هيچ كس منو اروم نميكنه

همه از دستم خسته شدن

خونه واسم مثل زندون ميمونه

يكي ازم پرسيد نظرت در مورد زندگي چيه

اون موقع جوابشو ندادم

ولي الان ميگم

زندگي يعني گول زدن يعني فريب

همه يه نقاب زده اند يه نقاب زشت

جز من كه دل سادمو با هيچ چيز عوض نمي كنم

همه حرفها برنامه ريزي شده به همه يه جور ميگن

هيچكي مال تو نيست

ظاهر يه جوره تو باطن يه جور ديگه

خيلي سخته كه كه به هيچكي اعتماد نداشته باشي

فكر كني همه بهت دروغ ميگن

خدايا من خيلي تنهام

از همه متنفرم .....

من معصوم و پاك بودم

اما  زندگي چيزي جز سياهي واسم نذاشت

.......

 

+نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت6:47 بعد از ظهرتوسط somi | < |

 

 

مرگ از زندگی پرسید چرا من تلخم و تو شیرینی؟
 
زندگی در جواب گفت : چون من دروغم و تو حقیقت

خيلي تنهام

 

هرگز حسرتي در هيچ کجاي دنيا اين چنين يکجا جمع نمي شود

 

 که در همين سه واژه کوتاه : او دوستم ندارد


 

+نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت2:19 بعد از ظهرتوسط somi | < |