تبليغاتX
شب سرد

شب سرد

اگر جسد دختری را دیدی در شبی سرد به گورستان می برند یقین کن من هستم

 

رفتم..رفتي..رفت
تنها چيزي كه باقي موند
اثبات لجن بودن اون
و سادگي من...
نفريني  كه يك روز شايد پا گير زندگيش بشه

فاحشه امروز

 


همه پاكيش را فروخته بود
موقع فروش هم گفته بود:
جنس فروخته شده پس گرفته نميشود
مانند ته مانده سيگار له شد......

+نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت10:1 بعد از ظهرتوسط somi | < |

 

اینجا منم

تنهای تنها ...

همان حوای ساده دلی که

برای دلخوشی آدمش

ننگ شیطان صفتی را

به نوادگان هم جنسش

هدیه داد...

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت10:12 بعد از ظهرتوسط somi | < |