تبليغاتX
شب سرد

شب سرد

اگر جسد دختری را دیدی در شبی سرد به گورستان می برند یقین کن من هستم

 

 

اي خدا  چي كردي با من كه اينطور سنگ شدم

 

                       لعنت به تو

 

                        لعنت به هر چي زندگي..........

 

 

ماندم با تو و تو با من ماندي

اين همه سال نمي دونم چند ساله 5..6..

نمي دونم اما بعد اين همه مدت

پر شديم از نفرت

هميشه  از زندگي خسته مي شدم يه جايي بود كه اروم بود

اما الان ارامش نيست

خيلي وقته اشك نريختم واست

خيلي وقته دلم ديگه نلرزيده

خيلي وقته كه از هم جدا شديم....

من شدم باد تو شدي طوفان نفرت

كاش كه از اين دنيا مي رفتم

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت1:24 بعد از ظهرتوسط somi | < |

 

 

 

خيانت

اطرافم  بوي تعفن خيانت را مي دهد

چقدر راحت دلم دست کشيد

راحت  مهر جدايي  ثبت شد

حرفي نيست

يه عادت بود  با يه عالمه تنفر که تموم شد

نمي گذرم نه اين دنيا  نه اون دنيا

نمي بخشم کسي که پاکي مرا گرفت

 

+نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت3:27 بعد از ظهرتوسط somi | < |