تبليغاتX
شب سرد

شب سرد

اگر جسد دختری را دیدی در شبی سرد به گورستان می برند یقین کن من هستم

 

 

بغض آسمان تركيد و باريد

اما درياي دل من خشك شد

آسمانم ابري نيست و نمي بارد

مي نويسم براي تو

مي دانم روزي سراغ مرا از باد ها و ابر ها خواهي گرفت

روزي حسرتم را مي خوري

مي رسد روزي كه  تابان تمام عذاب ها را مي بيني

تو فر شته نبودي  پاك نبودي

روزي مرا  بين هرزه هاي خيابان خواهي يافت

ان زمان  مرا  خواهي بوسيد......

 

 

+نوشته شده در جمعه هشتم خرداد 1388ساعت11:59 قبل از ظهرتوسط somi | < |