تبليغاتX
شب سرد -

شب سرد

اگر جسد دختری را دیدی در شبی سرد به گورستان می برند یقین کن من هستم

 

 

فاحشه

 

فاحشگی به نداشتن بکارت نیست

ذهن فاحشه ، رفتار فاحشه . . .

تن فروشی برهنگی برای دیگری نیست

 

فاحشه معصوم

 

سکوت می کنم

نگاهم به توست

کمی آن طرف تر

لاشخورها به انتظار آخرین نفس تو نشسته اند

و چه لذتی خواهم برد

زمانی که اولین لاشخور چشمانت را . . .

امیدوارم در آن لحظه

نفسی داشته باشی

تا با چشم دیگرت دستهایی که دست مرا گرفت ببینی

نفرت انگیز تر از قبل شده ای

و من بین مستی و هوشیاری

لعنت ابدیم را برای آخرین بار نثار روح ناپاکت می کنم

 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت7:48 بعد از ظهرتوسط somi | < |