تبليغاتX
شب سرد -

شب سرد

اگر جسد دختری را دیدی در شبی سرد به گورستان می برند یقین کن من هستم

 

 

اومدم خوندم  دلم گرفت

 

يه  بغضي تو گلومه  كه  تموم نميشه

 

كاش مي دونستي  دلم چقد تنگه

 

دلم واسه تموم چيزا تنگ شده

 

اي خدا چرا شدم يه تكه سنگ تو اين جسم

 

كاش از اين  در و ديوار فرار مي كردم

 

كاش اونقدر فرياد مي زدم كه صدام و بشنوي

 

شب ها ...

 

خسته ام از تموم دل شكستن ها

 

من تابان يك انتقام و دادم

 

يه قرباني  كه  زير پاهايت له شد

 

يه روز  جون ميگره و با خوردن خونت اروم ميشه

 

+نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت4:9 بعد از ظهرتوسط somi | < |