تبليغاتX
شب سرد -

شب سرد

اگر جسد دختری را دیدی در شبی سرد به گورستان می برند یقین کن من هستم

 

 

 

دلم تنگ است به خاطر تموم دردهاي  نگفته

روزها مي گذرند چون باد و من از تو بي خبر

نمي دانم كجايي

چند وقتي است عطر وجودت را حس نكردم

صدايت را نشنيدم

بايد عادت كرد

بايد  با اين رنج ساخت

خيلي تنهام

+نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت6:48 بعد از ظهرتوسط somi | < |