تبليغاتX
شب سرد -

شب سرد

اگر جسد دختری را دیدی در شبی سرد به گورستان می برند یقین کن من هستم

 

صداي چک چک اشکهايت

را از پشت ديوار زمان

مي شنوم و مي شنوم

که چه معصومانه در کنج

سکوت شب ‌،

براي ستاره ها ساز دلتنگي

مي زني و من مي شنوم

مي شنوم هياهوي زمانه را

که تو را از پريدن و پرکشيدن

باز مي دارد

آه ، اي شکوه بي پايان

اي طنين شور انگير

من مي شنوم

به آسمان بگو که من مي شکنم !

هر آنچه تو را شکسته

و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته...

 

+نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت9:32 بعد از ظهرتوسط somi | < |