تبليغاتX
شب سرد -

شب سرد

اگر جسد دختری را دیدی در شبی سرد به گورستان می برند یقین کن من هستم

 

يه روز از يكي خواستم يه شعر در موردم بگه كسي كه واسم بهترين بود

مي خوام بخوابم تا تو رو فراموش كنم

 

 رسم یک من با هزاران تو" همین

می کشم با دو دستم رسمی از نوع حریر

ساده و زیبا و نرم

طرح مغروری که چون مال من است

انعطافش هم به دستان من است

مادری از نوع فولاد

مثل سنگ

آسمان رسم من ابری و تار

ابر ها گیج اند همه

مست کردم

مست مست

ماهی و آب و تمام برکه ها مال من است

یک تمنا

یک دریچه

یک وجود مال من است

دست هایم به کمی آلودگی مشغولند

خرقه ام

سست و دری

مادری هستم که نامم وحشی است

هر دو دستم از کمی خون کارگر

خون یک احساس خوب

حس یک دختر برای وحشی تنهایی اش

من پر از عاطفه های خالی ام

من نمادم

یک نماد تلخ

تنها همین

درد ها بر بازوان دختری عاشق زدم

می حراسد باز ز من

من تنفر های بی ادعام او

شاید از پشت خدا حرکت کنم

مست باید باشم و مستانه رو

آه ...

عقل ها شد همه بی آبرو

 

+نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت5:55 بعد از ظهرتوسط somi | < |